غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
642
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
آنجا بهرخانه كنى بتكلف و بستر و بالش اطلس و كمخاب و كوشكه و صندلى و منقل و آتشدان و زيلوچها و حصيرهاى نازك مرتب بود و از يمين و يسار آن كت كتهاى خوردتر نيز بود و هريك از فرستادگان را برين نهج خانهء مقرر ساختند و ديك و كارد و قاشق و شيره ترتيب كرده هرروز ده كس را يك سر گوسفند و يك قاز و دو مرغ و دو من آرد به وزن شرع و يك كاسهء بزرك برنج و دو گليچهء بزرك پر حلوا و يك ظرف عسل و سير و پياز و نمك و بقول متنوعه و يك طبق نقل و چند خدمتكار صاحبجمال تعيين نمودند و در صباح نهم ذى حجه حجهء مذكوره تثقاول آمده ايلچيان را گفت برخيزيد سوار شويد كه امروز پادشاه شما را طوى ميدهد و ايشان برحسب اشارت بتقديم رسانيده چون بدرگاه رسيدند ازدحام خلايق را بدستور روز اول ديدند و امرا ايشان را از فضاى اول و دوم كه تختگاه پادشاه است گذرانيده بكرياس سيم درآوردند صحنى بغايت وسيع و خوشهوا مشتمل بر فرشهاى بديع از سنك ترشيده و در پيش آن طنبى در شصت گز طول و در درون آنخانه تختى بعظمت نهاده بودند از قامت مردى بلندتر و در سه طرف آن نردبانهاى نقره موضوع بود يكى از پيش و دو از يمين و يسار و دو خواجهسرا نزديك به آن تخت ايستاده كاغذ مقوى بر دهان بسته بودند تا بن گوش و تختى كوچك بر زير آن تخت بزرگ منصوب بود مانند صندلى اما گوشهاى بسيار و پايههاى غرابت آثار داشت و از يمين و يسار آن تخت مانند عود سورها اشياء مرتب بود مجموع از چوب مطلا مولانا قاضى ايلچيان را گفت مدت هشت سالست كه اين تخت را ساختهاند و از آن چيزى نسوده و از چپ و راست تخت داچيان صاحب وجود ايستاده بودند مسلح و مكمل و نزديك پنجره طنبى كوركه بزرك نهاده بودند و قريب به آن شخصى بر بالاى صندلى بلند آرام داشت و پهلوى او اهل ساز صف كشيده و در پيش تخت هفت چتر ؟ ؟ ؟ رنك منصوب بود و در بيرون طنبى قريب دويست هزار سلاحدار ايستاده بودند و درى بود در پيش حرمسراى پادشاه و پرده بزرك بطناب ابريشمين از آن در آويخته بودند و سرهاى طناب را دو خواجهسرا بر دست داشتند و ميان آن طناب را بر پرده چنان تعبيه كرده بودند كه چون سر طناب را كشيدندى آن پرده درهم پيچيده شدى و دربار گشتى القصه بعد از آنكه مجلس ترتيب يافت پادشاه از آن در بيرون آمد و سازندگان بيكبار آغاز نواختن سازها كردند و چون بر تخت قرار گرفت همه خاموش شدند و بر بالاى سر پادشاه در ده گز ارتفاع پردهء بسته بودند مانند شاميانه از اطلس زرد و چهار اژدر كه باهم در حمله بودند بر آن بسمه زده و پس از نشستن دايمنك خان بر تخت امرا ايلچيان را پيش بردند تا پنج نوبت سرزمين نهادند آنگاه ايشان را به فضاى اول برده در پيش شيرههاى طعام كه آماده بود نشاندند و ختائيان هركس را تعظيم كنند در پيش او سه شيره نهند و از آن فروتر را دو شيره و از آن نازلتر را يك شيره